سيد علي اكبر قرشي

313

قاموس قرآن ( فارسي )

من اسبان را دوست ميدارم و آن براى ياد پروردگار است . ( پيوسته به آنها تماشا ميكرد ) تا آفتاب غروب كرد . گفت اسبان را پيش من بر گردانيد و چون بر گرداندند شروع كرد بساق و گردنهاى آنها دست ميكشيد . اينكه گفته شد كاملا طبيعى و قابل قبول است بقولى مراد از « عن » « على » و ذكر بمعنى نماز است يعنى : من دوست داشتن اسبان را بر نماز ترجيح دادم . و بقولى مراد از * ( « رُدُّوها » ) * بر گرداندن آفتاب است يعنى بملائكه دستور داد كه آفتاب را بر گردانند تا نماز قضا شده را در وقت آن بخواند بروايتى در * ( « فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ » ) * سليمان و اصحابش بساقها و گردنهاى خود دست كشيدند و آن وضوى آنها بود تا نماز بخوانند و بقولى شروع كرد گردنها و ساقهاى اسبان را با شمشير ميزد كه مانع نماز او شده بودند معلوم نيست آن زبان بسته ها چه تقصيرى داشته‌اند ؟ ! ! بعضى از بزرگان فرموده تماشاى اسبان و نماز هر دو عبادت بود و عبادتى او را از عبادت ديگر باز داشت ولى او نماز را ترجيج ميداد . احتمالات غير از اينها نيز گفته‌اند ولى تنها آنچه گفته شد قابل قبول است . قصهء جسد * ( « وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَأَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّه جَسَداً ثُمَّ أَنابَ . قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ » ) * ص : 34 و 35 . در همين سوره آيهء 24 دربارهء امتحان داود است * ( « . . . وَظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاه فَاسْتَغْفَرَ رَبَّه وَخَرَّ راكِعاً وَأَنابَ » ) * . معنى آيهء فوق چنين است : سليمانرا امتحان كرديم و پيكر بيجانى بتخت وى افكنديم سپس توبه آورد و گفت پروردگارا مرا بيامرز و مرا سلطنتى ده كه به هيچ كس از پس من ميسّر نباشد كه تو بسيار بخشنده‌اى . ظاهر آيه نشان ميدهد كه جسدى بتخت سليمان انداخته شده و سليمان